تبليغاتX
عشق

عشق

ازدواج

اللهم صلي علي محمد و ال محمد

در این که همه افراد جامعه خواهان سعادت و خوشبختی و بهروزی در زندگی روزمره خود هستند، شکی نیست، ولی باید دانست که خوشبختی چیست و راه وصول به آن کدام است؟ نظرهای دانشمندان و بزرگان جهان در مورد خوشبختی، بسیار مختلف می باشد؛ به طوری که یکی از بزرگان، در کتاب خود، 288 نظریه را در مورد خوشبختی ذکر کرده است. در یک نتیجه گیری کلی از نظرات صاحب نظران، می توان به چند نظریه مهم و قابل توجه که معمولا مورد توجه مردم عوام نیز..

khosh1.jpg

هستند، اشاره کرد. بعضی از صاحب نظران، راه وصول به سعادت در زندگی را منحصر به جمع آوری ثروت زیاد می دانند. برخی تنها راه سعادت و خوشبختی را رسیدن به جاه و مقام دانسته اند. گروهی دیگر همچون فروید و طرفدارانش، خوشبختی در دنیا را منحصر به کامجویی هو لذت های جنسی معرفی کرده اند و گفته اند: در دنیا آن کس خوشبخت و سعادتمند است که هرچه بیشتر و بهتر بتواند کامرانی جنسی بکند و از لذائذ شهوانی بهترین و بالاترین لذت ها را بچشد.
گروهی دیگر تنها راه رسیدن به سعادت را تکامل رفتار انسانی و تعالی اخلاق نفسانی معرفی کرده اند. دسته ای تحت فشار و رنج قرار دادن و به ریاضت و سختی کشیدن جسم انسان را راه صحیح خوشبختی می دانند و عقیده دارند چنان باید جسم و بدان را در تنگنا و سختی قرار داد که جسم انسان ضعیف و نحیف شود و روح انسان کامل و بزرگ گردد. مرتاضان هند از این دسته اند. آنان کارهایی عجیب و مشکلی انجام می دهند، مثلا دانه گندمی را ماه ها در کف دست نگه می دارند تا سبز شود و یا با بدن عریان روی میخ ها می خوابند، یا ماه ها از خوردن مواد غذایی و نوشیدنی خودداری می کنند.

دانشمندان نظریه های بسیاری در مورد راه وصول به سعادت در زندگی ارائه کردند و هر کدام برای نظر خود، دلایلی اقامه کردند که به سبب اختصار، از ذکر آنها خودداری می کنیم. در میان راه ها و نظریه های یاد شده، کدام راه و نظریه برای رسیدن به خوشبختی و نیک نامی، کارساط و تنها راه سعادت است؟ آیا هیچ یک از راه های فوق الذکر راه اصلی ورود به وادی سعادت نیست؟ آیا چیزی فراتر از این امور مادی تنها راه ورود به سعادت و خوشبختی است؟
راز خوشبختی تنها در پرتو ایمان الهی است و بس. خدای متعال در قرآن می فرماید: «الا بذکر الله تطمئن القلوب» تنها با یاد خدا، قلب ها آرام می گیرند.
افرادی در زندگی خوشبخت هستند که از آرامش نفس و روح حقیقی برخوردار باشد. کسانی که به غلط پنداشتند زراندوزی و انباشتن مال موجب رسیدن به سعادت است، سخت در اشتباهند. به تجربه، بر همگان معلوم شده که ثروت زیاد هیچ گاه مایه سعادت و خوشبختی نیست و چه بسا باعث فلاکت شود.
بهره برداری صحیح و قانونی از منافع ثروت و انجام کارهای عام المنفعه و دستگیری از نیازمندان، از کارهای نیک و موجب رضای خداوند است و پاداش معنوی دارد. از این جهت است که می فرمایند: « الدنیا مزرعه الاخره» دنیا کشتگاه آخرت است.

+ نوشته شده در  دوازدهم مرداد 1387ساعت 4:34 بعد از ظهر  توسط کامران-رضا  | 

اللهم صلي علي محمد و ال محمد

آقایان مصرف کنند !


ویتامینA3 : زنان نیاز به صحبت کردن دارند

شوهری که یاد می گیرد هر روز وقت صرف کند و با زن خود حرف بزند و به صحبتهای او گوش دهد، قلب او را برای همیشه تسخیر می کند. از دیدگاه ما: "اگر خانمها و آقایان روزی٢٠ دقیقه با هم صحبت کنند، درِ طلاق را برای همیشه به روی خودشان می بندند. مردی که نیاز زن را برای صحبت کردن نادیده می گیرد، همسری مهربان و عیبجو پیدا خواهد کرد.

وقتی او به شما غُر می زند و لحظه ای آرامتان نمی گذارد آنچه در واقع او می گوید این است: اگر نمی توانم با گفتگویی خوب بر تو اثر بگذارم، با مذاکرۀ نامطبوع اثر خواهم گذاشت چون حتی بگو و مگوها بهتر است پوچی و خلأیی است که وقتی با تو هستم احساس می کنم. آنچه او هر بار می گویند این است: لطفاً به حرف من گوش بده. می خواهم آنچه را برای من اتفاق افتاده و دربارۀ آن نگرانم، با تو در میان با تو در میان بگذارم." در واقع پند یا نصیحت یا راه حلی نمی خواهم، فقط می خواهم حرفم را بشنوی و آنچه را می گویم درک کنی و به احساس من اهمیت دهی."

+ نوشته شده در  دوازدهم مرداد 1387ساعت 4:23 بعد از ظهر  توسط کامران-رضا  | 

اللهم صلي علي محمد و ال محمد

در گذشته، وقتی زنها تمام وقت خود را صرف انجام کارهای خانه می کردند، از حمایت زنهای دیگر نیز بهره مند می شدند. وقتی حس همکاری و مساعدت را متقابلا به یکدیگر منتقل می نمودند، احساس آرامش می کردند. کارهای روزانه روحیه زنانه آنها را تقویت می کرد و دلهایشان لبریز از عشق و محبت می شد. حتی در شرایط بحرانی و دشوار، روابط زناشویی، حس سرزندگی و دلگرمی را به آنها هدیه می کرد.
از زنها انتظار نداشتند که بار مسئولیت تامین معاش زندگی را بر دوش کشند مردها از تامین نیازهای خانواده شان احساس خشنودی می کردند و تنها فرد خانواده بودند که در نقش تامین کننده ظاهر می شدند. زنها نیز در دوام روابط محبت آمیز زناشویی می کوشیدند.
امروزه زنها مجبور هستند در بیرون از خانه، کار کنند بی آنکه از حمایت دلگرم کننده ای برخوردار باشند.

ادامه دارد ...

برگرفته از کتاب نیاز زنها ، خواسته مردها - نویسنده : دکتر جان گری ، مترجم : ندا شاه نظر

+ نوشته شده در  دوازدهم مرداد 1387ساعت 4:14 بعد از ظهر  توسط کامران-رضا  | 

اللهم صلی علی محمد و ال محمد

سن دختر خانم ها از 14 تا 28 و خصوصیات اخلاقی اونا
سن ۱۴ سالگی: تا پارسال هر کی بهشون می گفت: چطوری؟ می گفتن: خوبم مرسی! حالا ميگن: مرسی خوبم!
سن ۱۵ سالگی: هر کی بهشون بگه سلام ، ميگن: عليک سلام! ... نقاشيشون بهتر ميشه (بتونه کاری و رنگ آميزی و ...!)
سن ۱۶ سالگی: يعنی يه عاشق واقعين! ... فردا صبح هم می خوان خودکشی کنن! ... شوخی هم ندارن!
سن ۱۷ سالگی: نشستن و اشک می ريزن! ... بهشون بی وفايی شده! ... (کوران حوادث!)
سن ۱۸ سالگی: ديگه اصلا عشق بی عشق! ... توی خيابون جلوی پاشون رو هم نگاه نمی کنن!
سن ۱۹ سالگی: از بی توجهی يه نفر رنج می برن! ... فکر می کنن اون يه آدم به تمام معناست!
سن ۲۰ سالگی: نه ، نه! ... اون منو نمی خواست! ... آخرش منو يه کور و کچلی می گيره! می دونم!
سن ۲۱ سالگی: فقط ۲۷-۲۸ سالگی قصد ازدواج دارن! فقط!
سن ۲۲ سالگی: خوش تيپ باشه! پولدار باشه! تحصيلکرده باشه! قد بلند باشه! خوش لباس باشه! ... (آخ که چی نباشه!)
سن ۲۳ سالگی: همه ء خواستگارا رو رد می کنن!
سن ۲۴ سالگی: زياد مهم نيست که چه ريختيه يا چقدر پول داره! فقط شجاع باشه! ما رو به اون چيزی که نرسيديم برسونه!
سن ۲۵ سالگی: اااااااه! پس چرا ديگه هيچکی نمياد؟! ... هر کی می خواد باشه ، باشه!
سن ۲۶ سالگی: يه نفر مياد! ... همين خوبه! ... بــــــــــله!
سن ۲۷ سالگی: آخيـــــــــــش!
سن ۲۸ سالگی: کاش قلم پات می شکست و خواستگاری من نميومدی

+ نوشته شده در  بیست و پنجم تیر 1387ساعت 12:5 بعد از ظهر  توسط کامران-رضا  | 

دخترا از 1230تا 1400 (هجری شمسی- طنز)

اللهم صلی علی محمد و ال محمد

سال 1230 : (مرد):دختره خير نديده من تا نكشمت راحت نميشم....
زن:آقا حالح يه غلطي كرد شما ببخشيد!نا محرم كه خونمون نبود.حالا اين بنده خدا يه بار بلند خنديده...!!!
مرد: بلند خنديده؟ اين اگه الان جلوشو نگيرم لابد پس فردا مي خواد بره بقالي ماست بخره. نخير نمي شه بايد بکشمش...
بالاخره با صحبتهاي زن ، مرد خونه از خر شيطون پياده مي شه و دختر گناهکارشو مي بخشه.


سال 1280
مرد: واسه من مي خواي بري درس بخوني؟ مي کشمت تا برات درس عبرت بشه. يه بار که مُردي ديگه جرات نمي کني از اين حرفا بزني. تو غلط می کنی. تقصير من بود که گذاشتم اين ضعيفه بهت قرآن خوندن ياد بده. حالا واسه من میخای درس بخونی؟؟؟
زن: آقا ، آروم باشين. يه وقت قلبتون خداي نکرده مي گيره ها! شکر خورد. ديگه از اين مارک شکر نمي خوره. قول ميده...
مرد( با نعره حمله مي کنه طرف دخترش ): من بايد بکشمت. تا نکشمت آروم نمي شم. خودت بياي خودتو تسليم کني بدونه درد مي کشمت...
-- بالاخره با صحبتهاي زن، مرد خونه از خر شيطون پياده مي شه و دختر گناهکارشو مي بخشه


سال1330
مرد: چي؟ دانشسرا (همون دانشگاه خودمون)؟ حالا مي خواي بري دانشسرا؟ مي خواي سر منو زير ننگ بوکوني؟ فاسد شدي برا من؟؟ شيکمتو سورفه (سفره) مي کونم...
زن: آقا، ترو خدا خودتونو کنترل کنين. خدا نکرده يه وخ (وقت) سکته مي کنين آ...
مرد: چي مي گي ززززززن؟؟ من اگه اينو امشب نکوشم (نکشم) ديگه فردا نمي تونم جلوي اين فسادو بیگيرم. يه دانشسرايي نشونت بدم که خودت کيف کوني...
-- بالاخره با صحبتهاي زن، مرد خونه از خر شيطون پياده مي شه و دختر گناهکارشو مي بخشه

سال1380
مرد: کجا؟ مي خواي با تکپوش (از اين مانتو خيلي آستين کوتاها که نيم مترم پارچه نبردن و وقتي مي پوشيشون مث جليقه نجات پستي بلندي پيدا مي کنن) و شلوارک (از اين شلوار خيلي برموداها) بري بيرون؟ مي کشمت. من... تو رو... مي کشم...
زن: اي آقا. خودتو ناراحت نکن بابا. الان ديگه همه همينطورين (شما بخونيد اکثرا).
مرد: من... اينطوري نيستم. دختر لااقل يه کم اون شلوارو پائين تر بکش که تا زانوتو بپوشونه. نه... نه... نمي خواد. بدتر شد. همون بالا ببنديش بهتره...


سال1400
زن: دخترم. حالا بابات يه غلطي کرد. تو اعصاب خودتو خراب نکن. لاک ناخنت مي پره. آروم باش عزيزم. رنگ موهات يه وقت کدر مي شه آ مامي. باباتم قول مي ده ديگه از اين حرفا نزنه...
-- بالاخره با صحبتهاي زن، دخترخونه از خر شيطون پياده مي شه و باباي گناهکارشو مي بخشه !!

+ نوشته شده در  بیست و پنجم تیر 1387ساعت 11:58 قبل از ظهر  توسط کامران-رضا  | 

اللهم صلی علی محمد و ال محمد

مدل جنتلمن( از نوع woman): خدا رو شکر بین این همه مدلای عجیب و غریب یه عده از دخترا (که واقعا معدودن) هم هستن که علاوه بر اینکه مد روز وتحصیل کرده هستن خودشونو گم نکردن و فارق ازسرگرمیهای الکی تو زندگی دنبال پیشرفتن.

دل نازنازی:این مدل کارو زندگیشون با دوستا بیرون رفتن و تلفن و چته و تا 50 سالگی تو اتاقشون عروسک نگه میدارن فعالیتهاشونم شامل
خریدن هر چیز مد روزو به باد دادن پولای باباجون هست.

مدل اجتماعی:این عده بیشتر شامل دخترای فمینیستیه که عاشق شرکت تو فعالیتهای اجتماعین
ولی وسط همون کارها هم تا یکم کار جدی بشه دادشون در میاد که بابا ما خانومیم این قدر کار سخت بهمون ندین!

مدل مرد ذلیل:این مدل که در حال انقراضن عاشق شوهر کردن و بشور بسابن
(به علت کمیاب بودن این مدل نتونستم اطلاعات بیشتری در موردشون پیداکنم).

مدل مامانم اینا:این مدل دخترای محبوب مادراشونن و همه کاراشونو با نظر مادرشون انجام میدن خیلیاشونو میشه تو گروه خرخونا که تو پایین توضیح دادم هم پیدا کرد.

مدل ضد پسر:این مدل یه جورایی همکارمنن همه فکر و ذکرشون اینه که یه پسرو ضایع کنن و تا یک سال این اتفاق خجسته رو وسه دوست و آشنا تعریف کنن

مدل خرخون:این مدل تو زندگی فقط یه کار بلدن اونم درس خوندنه تو بحرشونم که بری میبینی از دیپلم خیاطی بگیر تا گواهینامه زیر دریایی رو گرفتن .ولی پای عمل که برسن هیچی بلد نیسن

مدل روشنفکر:این مدل خودشونو عقل کل میدونن و عشق شرکت تو کلاسهای مختلفن از یوگا بگیر تامدیتیشن و ...

مدل سرگردون:خانومای عزیزی که این مطلبو خوندین و جزو هیچکدوم نبودین/شما شامل ترکیب هچل هفتی از مدلای بالا هستین که به مدل سرگردون معروفه!

+ نوشته شده در  بیست و پنجم تیر 1387ساعت 11:56 قبل از ظهر  توسط کامران-رضا  | 

طنز

اللهم صلی علی محمد و ال محمد

اگه دخترا نبودن چی میشد.......

 

اگه دخترا نبودن کي پسرا رو دق مي داد؟

اگه دخترا نبودن کيا خونه رو مي کردن اینهو مستراب .طویله. باغ وحش؟

اگه دخترا نبودن پسرا به چي  و کی مي خنديدن؟

اگه دخترا  نبودن پسرا کيو سر کار مي ذاشتن و اسش می کردن؟

اگه دخترا  نبودن کي تو کلاس مي رفت گچ  می دزید  مي ياورد؟

اگه دخترا  نبودن کي اشغالا رو مي ذاشت جلوي در خونه؟

اگه دخترا نبودن کی مشقامونو می نوشت ؟

اگه دخترا نبودن کیا حمال ما پسرای گل بون ؟

اگه دخترا نبودن boyها کیا رو می.........؟

اگه دخترا نبودن پس کی میخاس دانشگوه ازاد رو پر کنن

+ نوشته شده در  بیست و پنجم تیر 1387ساعت 11:52 قبل از ظهر  توسط کامران-رضا  | 

اگه دختر خوب بود...

اللهم صلی علی محمد وال محمد

اگه دختر خوب بود...

اگه دختر خوب بود الان اين همه دختر دم بخت و بي شوهر که رو دست پدر و مادراشون باد کردن نداشتيم.


اگه دختر خوب بود الان همه پسرا ازدواج کرده بودن.


اگه دختر خوب بود الان اينقدر در جامعه شاهد طلاق زن و شوهراي جوان نبوديم.


اگه دختر خوب  بود همه پسرا به جاي اينکه يه بار ازدواج کنن 4 بار ازدواج مي کردن.


اگه دختر خوب بود الان اينقدر دختر بي کار نداشتيم که از بي کاري به درس  و کنکور و دانشگاه  پناه ببرن تا شايد توي محيط دانشگاه بتونن عشق خودشون رو پيدا کنن.

 
و درنهايت اگه دختر خوب بود لااقل هر پسري براي يک بار هم که شده هوس ميکرد دست به ازدواج بزنه و دختري رو به عنوان همسر اينده بپذيره که البته ميکروب پرست ها از اين قاعده مستثني هستن !!!

+ نوشته شده در  بیست و پنجم تیر 1387ساعت 11:51 قبل از ظهر  توسط کامران-رضا  | 

طرز تهیه زن

اللهم صلی علی محمد و ال محمد

طنز - مواد لازم برای تهیه زن:

پوست و استخوان 40 کیلو
 لوازم آرایش یک من
ناز 60 لیتر
 قر 50 دور در دقیقه
5- زبان 14 متر
 عقل یک ذره.....!!!!!!

ازدواج از دید دخترها در سنین مختلف

یه دختر 18 ساله:به قول خودش انقدر خواستگار داره که نمی دونه کدومش رو انتخاب کنه فعلا قصد ازدواج نداره می خواد درس بخونه

دختر 22 ساله : او یک شاهزاده با یک قصر می خواد ادعا می کنه که خیلی واقع بینه ولی ؟؟؟؟؟مرد ایده آل او باید پول دار خوش قیافه مشهور همیشه در حسابش پول به اندازه کافی باشه وسخاوت مند او بايد شوخ طبع، ورزشكار، شيك پوش، رمانتيك و شـنونده خوبي باشد. بله خصوصيات و صفات آن مرد بسيار طولاني است. دخـتر مـردي را ميخواهد كه او را بپرستد و او را با گذاشتن گلها، هدايا و دادن وعده عشق ابدي و جاويدان تـبديل به الهه گرداند.

دختر 32 ساله: کم کم داره بوی ترشی می یاد دیگه فقط یه مرد خوب می خواد لازم نیست ورزشکار و خوش تیپ و.. باشه یه کار خوب با حقوق مکفی خونه ماشین و حساب بانکی داشته باشه و غذاهایی که دختر درست می کنه رو تحمل کنه کافیه

دختر 42 ساله :تنها یه مرد می خواد (بیچاره ترشید) یه مرد معمولی که ستاره سینما نباشه ورزشکار نباشه اگه یه شکم گنده هم داشت عیب نداره کچل هم بود عیبی نداره فقط یه شوهر باشه

دختر 52 ساله: او فقط مي خواهد... هر چی بود باشه دختر باید خیلی شانس بیاره که مردش انقدر ترسناک نباشه که نوه هاش رو بترسونه راه توالت رو هنوز به یاد داشته باشه دندون مصنوعی هاش رو یادش باشه کجا گذاشته

دختر 72 ساله: تعجب نکنید بعضی دخترا تا این سن هم عمر می کنن ولی مطمئن نیستم مردمورد علاقش هنوز نفس بکشه

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  بیست و پنجم تیر 1387ساعت 11:44 قبل از ظهر  توسط کامران-رضا  | 

نامه

اللهم صلی علی محمد و ال محمد

!!يك نامه ي ماندگار از بتهوون!!

نامه ي بتهوون تنها چيزي است كه از عشق نافرجام او به جا مانده است. عشقي كه به اندازه ي موسيقي اش پر احساس بوده، همان موسيقي عميقي كه بتهوون  را پر آوازه كرد.

فرشته ي من، تمام هستي و وجودم، جانان جانانم. امروز تنها چند كلمه، آن هم با مداد برايم نوشته بودي كه تا قبل از فردا وضعيت جا و مكانِ تو مشخص نمي شود. چه اتلاف وقت بيهوده اي! چرا بايد اين غم و اندوه عميق وجود داشته باشد؟ آيا عشق ما نمي تواند بدون اين كه قرباني بگيرد ادامه پيدا كند؟ بدون اين كه همه چيزمان را بگيرد؟ آيا مي تواني اين وضع را عوض كني اين كه من تماماً به تو تعلق ندارم و تو هم نمي تواني تمام و كمال، از آنِ من باشي؟

چه شگفت انگيز است! به زيبايي طبيعت كه همان عشق راستين است بنگر تا به آرامش برسي، عشق هست و نيست تو را طلب مي كند و براستي حق با اوست. حكايت عشق من و تو نيز از اين قرار است. اگر به وصال كامل برسيم ديگر از عذاب فراق، آزرده نخواهيم شد.

بگذار براي لحظه اي از دنيا و مافيها رها شده و به خودمان بپردازيم، بي گمان يكديگر را خواهيم ديد. از اين گذشته نمي توانم آن چه را در اين چند روز در مورد زندگي ام به آن پي برده ام در نامه برايت بنويسم. اگر در كنارم بودي، هيچ گاه چنين افكاري به سراغم نمي آمد. حرف هاي بسياري در دل دارم كه بايد به تو بگويم.

آه! لحظه هايي هست كه حس مي كنم سخن گفتن كافي نيست.

شاد باش- اي تنها گنج واقعي من، بمان- اي همه ي هستي من! بدون شك خدايان، آرامشي به من ارزاني خواهند داشت كه بهترين هديه است.

!!بخشي از نامه ي رابيندرانات تاگور به همسرش!!

... بيا... همان گونه كه هستي بيا دير مكن/... گيسوان مواجت آشفته. فرق مويت پاشيده. بيا دلگير مشو

... بيا همان گونه كه هستي. بيا دير مكن/ چمن ها را پايمال كرده به سرعت بيا.

اگر چه مرواريد هاي گردنبندت بيفتد و گم شود./ باز بيا و دلگير مشو/ از كشتزارها بيا، تندتر بيا

ابرهايي كه آسمان را پوشيده است مي بيني/ در طول رود كه در آن ديده مي شود. دسته پرندگان وحشي در پروازند.

بادي كه از روي چمن ها مي گذرد و هر آن شدت مي گيرد باد آن را خاموش خواهد كرد

چه كسي مي تواند ترديد داشته باشد كه به ابروان و مژگانت سرمه نپاشيده اي/ زيرا ديدگان طوفانيت از ابرهاي باراني هم سياه ترند

اگر هنوز حلقه ي گل بافته نشده، چه مانعي دارد؟/ اگر زنجير طلايت هم بسته نشده آن هم بماند

آسمان از ابر آكنده است دير شده همان گونه كه هستي بيا... بيا فقط بيا

+ نوشته شده در  بیست و پنجم تیر 1387ساعت 11:24 قبل از ظهر  توسط کامران-رضا  |